عبدالله مستوفى
200
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
دنيا رفته و ممكن شده است هر دو را در يك قبر بگذارند . خلاصه بعد از گذاشتن تاج گل ، در كنار قبر ايستاده و با يكى دو دقيقه سكوت ، در مقابل اين سكوت ابدى ، احترام خود را نسبت به مادر پادشاه و ملكهء سابق انگلستان به جا آورده ، از مقبره بيرون آمديم . قصر ويندزور ژنرال اسليد خود خود را ملامت ميكرد كه چرا نظرش نبوده است كه قبلا سفارش كند نهار را در قصر تدارك كنند ، تا بفراغت بال بتوانيم قصر را تماشا كنيم . باوجود اين ، ما را به سمت قصر برد كه در ظرف يكساعتى كه وقت داريم ، گردشى در قصر به عمل آيد . همين كه وارد قصر شديم ، در مدخل قصر ، ژنرال قدرى از ما عقب ماند و كمى بعد كه بما رسيد ، با خوشحالى بچگانهء پيرمردها بما گفت : « اعليحضرت پادشاه فراموشى مرا جبران كرده و شب با تلفن امر دادهاند اينجا نهار حاضر كردهاند كه اگر مايل باشيد ، اينجا نهار بخوريد . آقاى سفير كبير ! حال ، اختيار اقامت و رفتن با جنابعالى است . » مشير الملك جواب گفت : « از اين تفقد و توجه اعليحضرت متشكريم ، امر اعليحضرت مطاع است ، البته ميمانيم و از اين حسن توجه اعليحضرت برخوردار ميشويم . » خلاصه بگردش در اطاقهاى قصر و تفرج در پارك ، پيش از نهار و بعد از نهار ، مشغول شديم . هوا هم آفتاب و مساعد بود . قصر و پارك ويندزور يكى از قديمىترين املاك پادشاهى انگلستان است ، منظرهء خارجى قصر و ديوارها و برجهاى سنگى پارك و ملاتهاى دودهگرفتهء آن بيننده را به ياد دورهء فئوداليته مياندازد ، ولى تزيينات و طرز بناى داخلهء قصر و گلكاريها و چمنكاريهاى پارك را كه تماشا مىكند خود را در معاصرترين و زيباترين و شيكترين قصرها و پاركهاى امروز دنيا احساس مينمايد . رعايت اصل تكامل و اصلاح چيزهاى كهنه كه جبلى انگليسهاست ، اين شاهكار متضاد را بوجود آورده است . در انگلستان هيچ چيز كهنه و مندرس نميشود ، بلكه بواسطهء اصلاح تكاملى و روزمره ، همهچيز در همهوقت تر و تازه است . همانطور كه در انگلستان قانون منسوخ وجود نداشته و قوانين جديد ، كهنهها و بيفايدههاى قوانين قديم را بمرور زمان اصلاح كرده و جانشين آن مىشود و قوانين كهنه هم در ميان قوانين نو وجود دارد ، ابنيهء كهنه هم پارهاى از آثار خود را حفظ كرده و با وجود تروتازگى قسمتهاى كارآمد آن ، در بعضى قسمتهاى بيكاره ، اثر كهنگى زمان قديم هويداست . بر اثر همين رويه است كه در هيچ كشورى مانند انگلستان آثار قديمه محفوظ نمانده است ، زيرا هيچچيز را تماما ريشهكن نميكنند و از بين نميبرند . بلكه آنچه از آن حاجت باصلاح داشته باشد اصلاح كرده نوى و تازگى به آن ميدهند . اين است كه در اين كشور انسان بچيزهاى قديمى زياد برميخورد . اينها همانهائى هستند كه چون هيچ ضررى به جائى نداشتهاند ، بجرم قديمى بودن از پاى درنيامده بجاى خود مانده ، بلكه بواسطهء اينكه يادگار عهدهاى گذشته هستند ، طرف احترامند . مىگويند . انگليسى به عادات قديمهء خود خيلى علاقمند است ، در صورتى كه اگر اينطور بود ، در چهارچوب اوهام و افكار قرون وسطى باقى ميماند . انگليسى كهنهپرست نيست و متجددترين ملل عالم است . منتهى چون بطور تكامل و روزمره باصلاح هرچيز پرداخته و آن را با حوائج و تجدد متناسب مىكند ،